Lesson 6
The Past
# Word معنی
1 Watch tv تلویزیون دیدن
2 watch تماشا کردن
3 see دیدن
4 programmes برنامه ها
5 listen گوش دادن
6 headphones هدفون
7 Play video games بازی های ویدئویی
8 download media دانلود مالتی مدیا
9 chat to my friends online چت با دوستانم بصورت آنلاین
10 cooking آشپزی
11 gardening باغبانی
12 grow flowers رشد گل
13 vegetables سبزیجات
14 Novels رمان ها
15 long stories داستان های طولانی
16 comics کمیک
17 books about کتاب درباره ی …
18 magazines about مجلات درباره ی …
19 newspaper روزنامه
20 Have friends round دوستان دور هم بودن
21 have friends to dinner دوستانی برای شام داشته باشیم
22 comes to stay می آیند برای ماندن
23 talk to my friends on the phone صحبت کردن با دوستانم از طریق تلفن
24 do nothing هیچ کاری انجام ندهید
25 have a sleep بخوابید
26 Mountains کوهستان
27 forest جنگل
28 lake دریاچه
29 fields مزارع
30 path مسیر
31 country road جاده کشور
32 village روستا
33 hills تپه ها
34 river رودخانه
35 wood چوب
36 Small town کوچک شهر
37 village روستا
38 farmer کشاورز
39 on a farm در مزرعه
40 cottage کلبه
41 Nature طبیعت
42 animals حیوانات
43 birds پرندگان
44 plants گیاهان
45 wildlife حیات وحش
46 fish ماهی
47 insects حشرات
48 a conservation area یک منطقه حفاظت
49 national ملی
50 Have a picnic یک پیک نیک
51 go walking پیاده روی
52 skiing اسکی
53 Come بیا
54 go برو
55 here اینجا
56 there آنجا
57 come in بیا داخل
58 knocks کوبدیدن در
59 comes into وارد شوید
60 come out of somewhere از جایی بیرون آیدن
61 come in to somewhere وارد جایی یا چیزی شدن
62 comes out of the machine از دستگاه بیرون میاد
63 Come back برگشت
64 stay ماندن
65 came back from italy برگشت از ایتالیا
66 come home آمدن به خانه
67 Come from آمدن از جایی
68 come along با ما بیاید
69 come and see me بیا و ببین منو